تبليغاتX
((مـــــن مســـــت مـــــی عشـــــــقم))

مي نويسم (شايد)

تو بخوانش (حتما)

آخرش سودش چيست؟

تو بگو : فرقش چيست؟

اينهمه بيماري! اينهمه بيزاري ! شب به صبح بيداري !

كار من اين روزها******شده ماتم كاري !

(حتما) اين سهم من است ، زندگي وهم من است ،

(شايد) اين خزان عمرم باشد، عشق تو زجر گناهم باشد

 

 (حتما) اين آخر آغاز من است ، يك سقوطي پي پرواز من است!

(شايد) اين زمزمه تنهايي است ، بي خبر گذشتن از هرجايي است!

+ نوشته شده توسط غلامعلی روح نواز در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 16:11 |

روزی که می گفتی من با تو می مانم

روزی که دانستی من بی تو می میرم

 روزی که با عشقت بستی به زنجیرم

 بازنده من بودم این بوده تقدیرم

خوش باوری بودم پیش نگاه تو

هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

 درقبله گاه عشق بودی تو معبودم

 آرام و آسوده در خواب خوش بودی

 یک لحظه من بی تو هر گز نیآسودم

من با نفسهایم نام تو را خواندم

 کاش ای هوس بازم با تو نمی ماندم

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود

 دل کندن و رفتن بهر تو آسان بود

 روزی به من گفتی دیگر نمی مانم

 گفتم که می میرم گفتی که می دانم

 باور نمی کردم هرگز جدایی را

 آن آمدن با عشق این بی وفایی را

+ نوشته شده توسط غلامعلی روح نواز در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت 7:13 |