تبليغاتX
((مـــــن مســـــت مـــــی عشـــــــقم))

سلام دوستان ببخشید که دیر آپ می کنم چون این روزها امتحان دارم حالا یه غزل شیرین از حافظ خوش کلام میذارم امیدوارم خوشتون بیاد یه سلام و عرض ادب ویژه هم دارم خدمت اونیکه خیلی برام عزیز و دوست داشتنیه!

تاب بنفشــــــــــــــــــــــه مي دهد طره مشك ساي تو

پرده غنچه مي درد خنده دلــــــــــــــــــــــــگشاي تو

اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مســـــــــــــوز

كز سر صدق مي كنــــــــــد شب همه شب دعاي تــــــو

من كه ملول گشتمي از نفس فرشتـــــــــــــــــــــگان

قال و مقال عالمي مي كشم از براي تـــــــــــــــــــــو

دولت عشـــــــــــق بين كه چون از سر فقر و افتخار

گوشه تـــــــــــــــــــــــاج سلطنت مي شكند گداي تو

خرقه زهد و جام مي گرچه نه در خور همـــــــــــند

اين همه نقش مي زنم از جهـــــــــت رضاي تــــــــــــو

شور و شراب عشــــــــــــــــق تو آن نفسم رود ز سر

 كاين سر پر هوس شود خاك در ســــــــــــــــراي تــــو

شاه نشين چشم من تكيه گه خيال توســـــــــــــــــــت

جاي دعاست شاه من بي تو مباد جــــــــــــــــــاي تــــو

خوش چمنيست عارضت خاصه كه در بهار حـــسن

حافظ خوش كلام شد مرغ سخن سراي تــــــــــــــــــــو

+ نوشته شده توسط غلامعلی روح نواز در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 21:4 |

آواز مسافر

مهربان تر از تو کیست؟

لحظه ای مرا به خود

ای خدا رها مکن

* *** *** *

من نیامدم به خود

تا به خود رها شوم

ای خدا کمک نما

با تو آشنا شوم

* *** *** *

گرد وخاک زندگی

در دلم نشسته است

ای خدای مهربان

من دلم شکسته است

* *** *** *

این دل شکسته را

من کجا دهم پناه

ای خدای هست و نیست

پاک کن زمن گناه

* *** *** *

ای خدا که در زمین

دانه را نشانده ای

چشمه های پاک را

پای آن کشانده ای

* *** *** *

در ستایش تو هست

ذره ذره ی جهان

مهربان تر از تو کیست؟

ای خدای مهربان.

* *** *** *

+ نوشته شده توسط غلامعلی روح نواز در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 15:59 |

قسم به جان تو کز جان من عزیز تری

هنوز نزد من از هر چه هست و نیست سری

فقط كنارتو گل را قشنگ مي فهمم!

فقط كنار تو آري كه گاه با چشمت,

مرا به آبي آرام آسمان ببري.

رقابتي است برابر ميان ماه و رخت,

شبانه ها كه از اين تيره راه مي گذري.

شبانه هاي عزيزي كه رو به وهم اتاق ,

فرشته سان به من آرام و رام مي نگري.

گمان مبر كه در اندوه روزهاي فراق ,

مرا زمن بربايد نظاره دگري.

تو احتياج جداناپذير عمر مني,

اگرچه دورتريني اگرچه بيخبري.

خلاصه تر بنويسم به دوريت سوگند

هنوز نزد من از هر چه هست و نیست سری

+ نوشته شده توسط غلامعلی روح نواز در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 9:55 |

قلب من در جستجوی ساحل امنی ست

                                               ناگهان از خیال تو لبریز می شوم

هر لحظه و هر جا بی اختیار در من تکرار می شوی

و این منم که واژه دوست داشتن را از

چشمانت می آموزم

+ نوشته شده توسط غلامعلی روح نواز در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 9:52 |